بیشتر بدانیم

اثربخشی در ارتباطات میان فردی

ارتباطات

اثربخشی در ارتباطات میان فردی؛ دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

ارتباطات میان فردی،همچون اشکال دیگر رفتار انسانها می تواند در دو حد غایی بسیار اثر بخش و بسیار غیر اثر بخش مطرح شود. هیچ رفتار متقابل انسانی نمی تواند کاملاً موفقیت آمیز یا کاملاً شکست و ناکامی باشد. به عبارت دیگر مفهوم نسبت در رفتارهای انسانی در ارتباط میان اشخاص کاملاً حکم فرما ست.

اثر بخشی ارتباطات میان فردی شامل دو بعد اساسی است: 

  • اول، بعد عملگرایانه (Pragmaticdimenion) که در اینجا اثربخشی ارتباطات متوجه دستاورد و موفقیت رسیدن به اهداف و خواسته های ارتباط گیرنده یا فرستنده پیام است.
  • دوم، بعد خشنودی شخص (Personal-dimension) است که در این مورد، اثربخشی کنش ارتباطی به لذت و شعفی که از آن برای دست اندرکاران ارتباط حاصل می شود مرتبط می شود.

بسیاری از مواقع رسیدن به اهداف و احساس موفقیت نامبتنی بر سطحی از رضایت است که از کنش متقابل (Interaction) حاصل شده است. گاه ممکن است یک ارتباط میان فردی با معیارهای عمل گرایانه موفق باشد ولی همان کنش ارتباطی با توجه به شاخص های رضایت اساساً ناموفق بوده، یا برعکس ناموفق از نظر شاخص های عمل گرایانه و موفق با توجه به معیارهای رضایت باشد.

ارتباطات

ویژگی اثربخشی در ارتباطات

اثربخشی ارتباطات میان فردی با توجه به هدف های عمل گرایانه و خشنودی از کنش ارتباطی به پنج ویژگی عمده قابل تفکیک تقسیم می شوند. این پنج ویژگی کیفی ممکن است به اثربخشی کنش ارتباطی نیانجامد و نیز نبود آنها ممکن است به غیر اثربخش بودن کنش ارتباطی ختم نشود، اما شکی در آن نیست که به طور معنی داری براثر بخشی تأثیر دارند. این پنج ویژگی عبارت اند از:

  1. گشودگی (openness)
  2. همدلی (Empathy)
  3. حمایتگری (Supportiveness)
  4. مثبت گرایی (Positiveness)
  5. تساوی (Eguality)
گشودگی (openness)

گشودگی حداقل در سه جنبه اساسی ارتباطات میان فردی اثر خود رابروز می دهد و براین فعالیت اجتناب ناپذیر بشری تأثیر خود را می گذارد.

  • اول شاید یکی از واضح ترین و بدیهی ترین جنبه های آن این است که،ارتباطات گیرنده موثر یا فرستنده پیام در ارتباطات میان فردی می باید شایق باشد ما که خود را در مقابل طرف ارتباطی خود بگشاید و با یک گشودگی نسبی با آن مواجهه شود.
  • دومین جنبه از گشودگی بیانگر اشتیاق فرستنده پیام یا مبدأ ارتباطی به وانمود کردن و بروز دادن صادقانه محرکات وارد برخود است و اینکه بر او چه تأثیری نهاده اند اغلب انسان ها علاقه مندند و می خواهند که دیگران در مقابل گفته ها و یا اعمال آنها عکس العمل واضحی از خود نشان دهند، هیچ کس دوست ندارد که دیگران در برابر او با گاردی بسته قرار گیرند.
  • سومین جنبه از گشودگی که برای اولین بار توسط آرتوربوچنزو کلیفوردکلی مطرح شده است با مفهوم تملک احساسات و تفکرات مرتبط است. با توجه به چنین مفاهیمی، گشودگی چنین تعبیر می شود که شخص مورد نظر احساسات و تفکرات خود را کاملاً در اختیار دارد و خود به آنها کاملاٌ واقف است و مسئولیت آن را به عهده دارد و به اطلاع دیگری یعنی دریافت کننده پیام برساند.
همدلی (Empathy)

یکی از دشوارترین جنبه های کیفی ارتباطات توانایی به کارگیری همدلی در یک رابطه متقابل است. به این معنی که آغازگر فراگرد ارتباطی توانایی درست ارایه همدلی به دیگری را داشته باشد. کلمه همدلی که ترجمله ای برایEmpathg در زبان انگلیسی است از کلمه Einfuhling گرفته شده است که به معنی «با دیگری حس کردن» است.همدلی کردن با کسی یعنی احساس او را درک کردن. بک رخ گفته است همدلی توانایی یک فرد است که به گونه ای تجربی دریابد که فرد دیگر چه تجربه ای دریک لحظه موعود و در یک چارچوب مشخص وبا توجه به نظر خویشتن دارد. شافر براین باور است که ما در همدلی تجربه درونی قابل درک و در میان نهادنی با دیگری برای مقطعی از وضعیت روانی او می باشد. درنقطه مقابل همدلی، همدردی کردن می باشد که عبارت است از احساس کردن برای فرد دیگر یا به عبارت دیگر نسبت به دیگری حسی در درون خود پدید آوردن مثلاً برای کسی متأسف شدن به علت مشکلی که برای او پدید آمده است.

تعاریف گوناگون از همدلی

همدلی کردن یعنی احساسی را داشتن که دیگری نیز بدان احساس دست یافته است همدلی یعنی ایجاد احساس مشترک با یکدیگر.یعنی فرستنده پیام و گیرنده پیام هر دو به یک احساس یگانه دست یافته اند. درک توأم با همدلی انسان را قادر می کند که خود را با شرایط ارتباطی کاملاٌ وفق دهد و بداند که چه باید بگوید،چگونه باید بگوید و چه زمانی باید بگوید.چه زمانی باید ساکت باشد و کی به خود گشودگی دست زند. دشوارتر از تعریف و تشریح همدلی به کارگیری آن در زندگی روزمره و بالا بردن مهارت های مربوط به آن است.

چگونگی همدلی
  • نخستین گام: در همدلی،پرهیز از ارزیابی و قضاوت رفتار طرف مقابل باشد.
  • دومین گام: درک احساسات و عواطف طرف مقابل است هرچه بیشتر طرف مقابل او را بشناسیم می توانیم با او همدلی کنیم.درک خواسته ها و نیازها،آرزوها، آمال.
  • سومین گام: باید بکوشیم آنچه دیگری براساس نگرش و توانایی خود تجربه کرده است ما نیز تجربه کنیم. خود را کاملاًدرجای او و به جای او قرار دادن و نقش او را ایفاءکردن ما را برآن می دارد که او را بهتر درک کنیم.
حمایتگری (Supportiveness)

یک رابطه میان فردی موثر و قابل اتکا رابطه ای است که دریک فضای حمایتگرانه شکل گرفته باشد. ارتباطات میان فردی باز و همدلانه نمی تواند در یک فضای توأم با هراس و تهدید دوام یابد. می توان گفت ارتباط روان و همدل همجون حلزونی باهوش است که لاک خود را بر پشت نهاده و آرام آرام حرکت می کند. هرزمان و هرجا احساس خطر کرد به درون لاک یا پوسته دفاعی خود فرو می رود و تا خطر مرتفع نشود، سراز آن بدر نمی آورد. در یک فضای حمایتگر ارتباطی، سکوت بستری مناسب برای ایجاد غضای مناسب و حمایتگر ارتباطی است. از دیگر عوامل موثر بر فضای مناسب حمایتگرانه جهت ارتباطات تساوی با دیگران یا مخاطبان، تردید و یا عدم جزمیت در برابر یقین و اطمینان است.

ارتباطات

مثبت گرایی (Positiveness)

یک ارتباط میان فردی موثر زمانی رخ می دهد که ازمثبت گرایی نسبی بهره مند باشد. مثبت گرایی در یک ارتباط میان فردی حدتقل به سه جنبه یا عوامل مختلف تکیه دارد:

  • اول: ارتباط میان فردی زمانی به درستی شکل می گیرد و پرورش پیدا می کند که احترام مثبت و معینی برای خویشتن درنظر داشته باشیم.
  • دوم: ارتباط میان فردی زمانی به درستی شکل می گیرد و به بالندگی خود نزدیک می شود،که احساس خوشایند خود را به نسبت به طرف مقابل به او منتقل کند.
  • سوم: یک احساس مثبت و خوشایند در مورد وضعیت عموم حاکم بر ارتباطات،برای تعامل یا میان کنش اثربخش بین دو یل چند نفر بسیار حیاتی و مهم می باشد. عدم تمایل و اشتیاق از سوی مخاطب یا مخاطبان،فرستنده پیام را به سوی انصراف از ارتباط و گسستگی ارتباطی می کشاند.
تساوی (Eguality)

ارتباطات میان فردی عموماً زمانی موثرتر خواهد بود که فضای حاکم،فضایی مبتنی بر تساوی باشد. یک فرد ممکن است باهوش تر، قوی تر، ثروتمندتر، زیباتر و حتی سالم تر باشد. هرگز دو نفر از تمام جنبه ها با یکدیگر مساوی نخواهند بود. این بدان معنی نیست که افراد غیر مساوی نمی توانند ارتباط برقرار کنند. تساوی می باید ارتباطات میان فردی را از نظر گفتاری در مقابل شنیداری نیز مشخص و ممیز کند و تعادلی میان آن دو پدید آورد. افراد در حرفه های مختلف اغلب از نظر ارتباطی به نوعی خودفریبی و یا تظاهر کشیده می شوند، مثلا یک مدیر عالی رتبه یا پزشک عالی قدرممکن است گفتگو با یک فروشنده ساده را ارزشمند تلقی نکرده و فضای تساوی مناسب را برای او ایجاد نکند.

همانندی «در تشابه با هم» و «تخالف با هم» 

تشابه با هم یا همانندی(Homophily) و تخالف با هم (Hetrophily) تشابه با هم در برگیرنده تشابه موجود از نظر ظاهری و شخصیتی بین طرفین ارتباط است درحالی که تخالف با هم دلالت بر تفاوت موجود از جهات مختلف بین طرفین ارتباط دارد. تشابه و تفاوت ممکن است متکی به صفات متعددی باشد مثل : سن، جنس ،مذهب، تحصیلات، تمایلات سیاسی، پایگاه اجتماعی و اقتصادی و غیره.

در دروس اصول و فنون مذاکره موارد فوق به تفصیل توضیح داده می شوند برای کسب اطلاع بیشتر از دوره های مدیریتی نظیر  MBA و DBA در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران که مهارت هایی نظیر اصول و فنون مذاکره در آنها مطرح می شود به ویسایت www.VLA.ir مراجعه نمایید.

 

۲ نظر

یک دیدگاه ارسال کنید