چهره های کسب و کار داستان کسب و کار

استیو جابز : نابغه یا فرصت طلب؟

استیو جابز

در مطلب قبلی با خانواده و کودکی و نوجوانی استیو جابز بیشتر آشنا شدیم. حال در بخش دوم، زندگی حرفه ای استیو جابز و شروع کار او در اپل و فراز و نشیب های آن را با هم مرور می کنیم:

شروع کار اپل

وزنیاک توانسته بود یک کامپیوتر جمع و جور و قابل حمل بسازد که در برابر کامپیوتر های Mainframe رایج که از یک ساختمان بزرگتر بودند یک اختراع عجیب به شمار می آمد. جابز که از این ساخته خوشش آمده بود با وزنیاک در گاراژ خود همکاری کرد و شروع کرد به یافتن چند سرمایه گذار برای طرح. سرانجام مدیر بازاریابی سابق اینتل، مهندس مایک مارکولا به این محصول علاقه نشان داد و در محصول این دو سرمایه گذاری کرد. وزنیاک بیشتر به ساخت قطعات الکترونیک و همچنین این کامپیوتر به چشم یک سرگرمی و فعالیت شخصی نگاه می کرد اما جابز قصد نداشت به راحتی دست از سر این اختراع پول ساز بردارد. جابز نگاه متفاوتی به اختراع وزنیاک داشت، او در کامپیوتر اپل یک دستگاه چاپ اسکناس می دید.

کامپیوتر Apple I

کامپیوتر Apple I

جابز و وزنیاک از این پول به عنوان سرمایه ای برای شروع اصلی کار خود یعنی کامپیوتر Apple II استفاده کردند. این کامپیوتر در سال ۱۹۷۷ عرضه شد و نخستین محصول اپل بود که در مقیاس صنعتی فروخته شد. Apple II محصولی بود که جابز دیدگاه های شخصی و ذهنیت های خود را در آن جا داد. توجه ویژه به طراحی و رعایت مسائل بصری و ظاهری برای اولین بار در این محصول استیو جابز نمودار شد. جابز پیش از این در مورد تاثیر خوش نویسی بر نگاهش به طراحی صنعتی صحبت کرده بود. اولین راز موفقیت استیو جابز عمل به باورهای ذهنی اش بود.

جابز در صنعت کامپیوتر به آنچه باور داشت جامه عمل پوشاند.

Apple II اولین کامپیوتر با گرافیک رنگی و کیبورد بود که در قیاس با کامپیوتر های آن زمان بسیار راحت تر می شد با آن کار کرد و به نوعی گامی نو در دنیای کامپیوترهای شخصی بود. گزاف نیست اگر بگوییم Apple II نخستین “کامپیوتر شخصی” بود. کامپیوتر جدید اپل ظرف دوسال به فروش خیره کننده ۲۰۰ میلیون دلاری رسید. و پول قابل توجهی را به جیب جابز سرازیر کرد.

استیو جابز و فرزندی ناخواسته

جابز از دوران دبیرستان با خانمی به نام کریسان برنن آشنا شده بود. این دو در زمان هایی با هم روابطی داشتند و این رابطه به علت وضعیت ناپایدار جابز و تغییرات او مدام در فراز و نشیب بود. برنن نیز به تقلید از جابز مدتی به هند سفر کرده بود و پس از برگشت از هند به همراه جابز در اپل مشغول به کار شده بود. پس از آنکه در سال ۱۹۷۷ برنن اعلام کرد حامله است و نمی تواند در اپل کارکند از جابز درخواست کمک مالی کرد اما او مدام این مورد را رد می کرد. جابز به برنن گفت “اگر بچه را سقط کند پشیمان خواهد شد” و “من به تو هیچ کمکی نخواهم کرد” . در حالی که جابز به خاطر توفیق چشمگیر کامپیوتر دوم اپل سرمایه قابل توجهی داشت برنن در زمان حاملگی با اعانه و کمک های دولتی روزگار می گذراند و جابز نیز رسما منکر این می شد که پدر فرزند است. پس از تولد فرزند برنن، جابز نام کودک را لیسا گذاشت، نامی که روی کامپیوتر بعدی اپل هم گذاشته شد. حتی وقتی نتیجه تست ژنتیک مشخص کرد جابز پدر لیسا است او از قبول این مسئله سرباز زد و گفت میلیون ها نفر در آمریکا می توانند پدر این کودک باشند! گرچه رابطه جابز و برنن پر از فراز و فرود بود اما جابز بالاخره در سن هفت سالگی لیسا، حضانت او را بر عهده گرفت. جابز در حالی که در زندگی حرفه ای روزهای خوبی را می گذراند اما به علت رفتارهای اجتماعی نامتعارف و فرهنگ شخصی خاصی که داشت زندگی شخصی نامتعارفی را تجربه می کرد.

اخراج شدن از اپل

جابز پس از موفقیت های اولیه اپل ثروتمند شده بود. او در سال ۱۹۸۴ کامپیوتر مکینتاش را معرفی کرد. کامپیوتری که برای اولین بار از یک رابط کاربری گرافیکی و موس بهره می برد. مکینتاش یک کامپیوتر بسیار پیشرفته بود که جابز قصد داشت آن را به عنوان یک کامپیوتر خانگی معرفی کند. قیمت بسیار بالای مکینتاش (۲۵۰۰ دلار) باعث شد این کامپیوتر فروش فاجعه باری را تجربه کند.

کامپیوتر مکینتاش

کامپیوتر مکینتاش

اشتباه در قیمت گذاری اپل را به انحطاط کشید. در حالی که هنوز بسترهای استفاده از کامپیوتر و کاربردهای آن گسترش نیافته بود قیمت نجومی این محصول باعث بروز مشکل جدی در فروش شد.

جابز که به علت عدم موفقیت مکینتاش با هیئت مدیره دچار اختلاف نظر شده بود از اپل اخراج شد. در این زمان هجوم رقبایی چون IBM و مایکروسافت بازار را از چنگ اپل خارج کرد. علی رغم اخراج شدن از شرکت خودش جابز تصمیم گرفته بود به فعالیت در این عرصه ادامه دهد و مدتی بعد شرکت کامپیوتری NeXT را تاسیس کرد و در سال ۱۹۸۸ اولین کامپیوتر شرکت خود را معرفی کرد. چیپ پردازنده بسیار سریع و داشتن درایو نوری و بورد گرافیک عالی از NeXT یک کامپیوتر فوق العاده ساخت اما قیمت گزاف ۹۹۵۰ دلاری باعث شد این محصول هم نتواند در بازار درست بفروشد. جابز از این شکست نامید نشد و عمده تمرکز خود را روی نرم افزار قرار داد.

استیو جابز هرگز بابت شکست های پیاپی نامید نشد.

پیکسار، شروعی دوباره

 

استیو جابز و لامپ معروف پیکسار

استیو جابز و لامپ معروف پیکسار

او عمده وقت خود را روی گروه ساخت انیمیشن پیکسار صرف کرد. او این استودیو را در سال ۱۹۸۶ از جرج لوکاس (کارگردان نام آشنای مجموعه جنگ های ستاره ای) خریده بود. پس از چهار سال کار روی انیمیشن “داستان اسباب بازی” (Toy Story) و همکاری با کمپانی والت دیزنی در سال ۱۹۹۵ این انیمیشن اکران شد و نخستین فیلم انیمیشنی بلند سینمایی لقب گرفت. فروش فوق العاده داستان اسباب بازی پیکسار را به عرش رساند و پس از عرضه پیکسار در بورس، جابز به ثروت هنگفت ۱ میلیارد دلاری رسید. جابز که راه موفقیت را در اپل هموار نمی دید در یک زمینه دیگر شانس خود را امتحان کرد. کارمندان فنی استودیو پیکسار در مورد جابز می گویند او نرم و مهربان بود و در پروسه خلاقیت گرافیکی دیگران دخالت نابه جا نمی کرد. جابز که پیش از این آموخته بود حتی اگر تخصص زیادی در زمینه الکترونیک و کامپیوتر نداشته باشد می تواند با تکیه و مدیریت کردن نبوغ دیگران مفوق شود بار دیگر با مدیریتی صحیح و فرصت طلبی مثال زدنی توانست یک کسب و کار موفق را بنیان گذاری کند. جابز نمونه موفقی از یک مدیر بود که در زمینه تخصصی کاری شرکتش تبحر خاصی نداشت.

جابز ثابت کرد مدیر یک شرکت کامپیوتری نباید لزوما یک مهندس کامپیوتر باشد.

اما اپل در این زمان روزگار بدی را می گذراند. کاهش سهم بازار به ۵ درصد، افت ارزش شدید و ناتوانی در عرضه نسل بعدی مکینتاش آنها را ناامید کرده بود. در اوج ناامید اپل شرکت NeXT  را از جابز خرید و او را به عضویت در هیئت مدیره منصوب کرد. پس از افت ارزش ۷۰۰ میلیون دلاری در یک فصل مدیرعامل اپل استعفا داد و جابز جای او را گرفت.

این مطلب ادامه دارد…

خلاصه
تاریخ بازبینی
آیتم های بازبینی
استیو جابز : نابغه یا فرصت طلب؟
امتیاز نویسنده
51star1star1star1star1star

یک دیدگاه ارسال کنید