چهره های کسب و کار داستان کسب و کار

بازگشت پادشاه: جابز به اپل بر می گردد

دانشگاه تهران دانشکده مدیریت؛ بازگشت پادشاه: جابز به اپل بر می گردد

در دو مطلب قبلی (بخش اول: زندگی خصوصی استیو جابز: از پدری عرب زبان تا مادری نامهربان  ؛  و بخش دوم: استیو جابز: فرصت طلب یا نابغه؟ ) با زندگی جابز و مسیری که طی کرده بود آشنا شدیم. حال در این مطلب (قسمت آخر از زندگی استیو جابز) به بازگشت جابز به اپل و دلایل موفقیت او اشاره ای خواهیم داشت.

بازگشت استیو جابز به اپل

وقتی در سال ۱۹۹۷ استیو جابز بار دیگر مدیرعامل شرکت غرق در مشکلات اپل شد از مایکل دل (مدیرعامل شرکت DELL) پرسیدند تو اگر جای جابز باشی چه میکنی؟ او گفت بی درنگ شرکت را می بندم و پولش را به سهامداران بر می گردانم! در این شرایط جابز کار خود را شروع کرد و دست یاری به سمت رقیب بزرگ خود مایکروسافت دراز کرد.

جابز در زمانهای دشواری به تعامل با رقبا پرداخت.

استیو جابز و بیل گیتس

استیو جابز و بیل گیتس

با کمک ۱۵۰ میلیون دلاری از طرف بیل گیتس، اپل جان تازه ای گرفت و تصمیم گرفت در زمینه استفاده از تکنولوژی های نو با مایکروسافت همکاری کند. استفاده از چیپ های گرافیکی پرسرعت و طراحی های جذاب باعث شد اپل دوباره احیا شود. در حالی که هیچ کس فکر نمی کرد اپل دوباره قدرت بگیرد با عرضه کامپیوترهای خانگی iMAC اپل رشد سریعی را تجربه کرد. سپس در سال ۲۰۰۱ اپل iPod را معرفی کرد و تجربه جدیدی را در عرصه موسیقی به بازار معرفی کرد.

پس ازا این در سال ۲۰۰۷ اپل آیفون را معرفی کرد و توانست دوران جدیدی از موفقیت را تجربه کند. آیفون به زودی به ماشین چاپ اسکناس برای اپل تبدیل شد و اپل را به یکی از بزرگترین شرکت های جهان تبدیل کرد. استیو جابز سرانجام در سال ۲۰۱۱ پس از مدتها مبارزه با سرطان کبد از دنیا رفت. جابز یکی از بزرگترین و عجیب ترین کارآفرینان قرن اخیر بوده است که تاثیر شگرفی بر کامپیوتر و دنیای رایانه گذاشت.

آن روی سکه زندگی استیو جابز

همان طور که خواندیم جابز زندگی شخصی متعارفی نداشت. از بزرگ شدن در یک خانواده به عنوان فرزندخوانده تا مسائلی که پیرامون فرزندش تجربه کرد تا حدودی از فرهنگ گریزی شخصی او ناشی میشد. جابز در دوران دبیرستان به مکتب ذن بودیسم  علاقه مند شد و از قالب های عمومی اجتماعی گریزان بود. جابز رابطه پر فراز و نشیبی با کریسان برنن تجربه کرد و فرزند اولش لیسا را به صورتی معمول و متعارف به دست نیاورد. او پس از آنکه از فرهنگ آمریکایی و مذهب مسیحی دلزده شد رو به مکتب بودایی آورد و به مذهب بودا گروید.

اما در سال ۱۹۸۹ جابز در حین یک سخنرانی در دانشگاه استنفورد با خانمی به نام لارن پاول آشنا شد و دو سال بعد با او ازدواج کرد. جابز تا آخر عمرش با خانم پاول زندگی کرد.

جابز همواره رابطه خوبی با استیو وزنیاک همکار و رفیق قدیمی اش داشت. وزنیاک یک مهندس باهوش بود و به تنهایی کامپیوتر اپل را اختراع کرد. برای نخستین بار در تاریخ یک کاراکتر روی مانیتور به وسیله کامپیوتر نمایش داده شد. اختراع وزنیاک آغاز عصر کامپیوتر شخصی بود اما کسی که این اختراع را به بازار آورد استیو جابز بود. جابز در زمینه طراحی و توسعه محصول ایده های خوبی داشت و توانست با تلفیق این ایده ها و نبوغ کامپیوتری وزنیاک یک صنعت پولساز بسازد. وزنیاک که علاقه ای به مدیریت و توسعه شرکت نداشت و تنها به دنبال ساخت کامپیوتر بود در سال ۱۹۸۵ عمده سهام اپل خود را فروخت و از اپل جدا شد. در واقع استیو وزنیاک اپل را برای جابز به ارث گذاشت.

کمال گرایی استیو جابز

جابز در زمینه طراحی محصول معتقد بود باید محصول از هر لحاظ کامل و بی نقص باشد. او مهندسان اپل را مجبور می کرد بارها روی محصول بررسی و آزمایش انجام دهند تا محصولی بی نقص به بازار عرضه شود. جابز در ازای عرضه محصول ممتاز و بی نقص قیمت نسبتا بالایی روی محصول خود می گذاشت. سیاست قیمت گذاری اپل هنوز هم بر همین منوال است. در واقع جابز در زمینه انتخاب بازار هدف، برای بخش ثروتمند بازار برنامه ریزی می کرد.

استیو جابز

استراتژی خلق بازار جدید

برای کسب درآمد و داشتن سهم عالی از بازار باید به خلق بازار جدید پرداخت (برای مطالعه مطلبی در این مورد اینجا کلیک کنید). این نکته همواره در صدر استراتژی های جابز قرار داشت. جابز کامپیوترهای شخصی با کاربری آسان را برای اولین بار به بازار معرفی کرد.

در واقع من و وزنیاک کامپیوتر اپل را اختراع کردیم چون یک کامپیوتر شخصی می خواستیم. ما نمی توانستیم کامپیوترهای موجود در بازار را بخریم و آنها برای کار ما مناسب نبودند.

او همواره به دنبال یک بازار جدید برای محصولات جدید بود. به طور مثال عرضه آیپاد، آیفون و آیپد همگی در این زمینه هستند. هر بار که اپل یک بازار جدید خلق می کرد تا چند سال در آن بازار یک تازی و حکم رانی می کرد.

طراحی و اختراع

وزنیاک در مورد جابز می گوید: “استیو جابز هیچ وقت کد نزد، مهندس نبود و هیچ طراحی اولیه ای انجام نداد…” دنیل کتکه یکی از اولین کارمندان اپل و دوست دانشگاه جابز میگوید بین جابز و وزنیاک “وزنیاک مخترع و نوآور بود و جابز مرد بازار”

پتنت ها و اختراعات زیادی (حدود ۳۵۰)  به نام جابز ثبت شده که عمدتا در مورد ظاهر و طراحی محصول است. جابز که علاقه زیادی به خطاطی در جوانی داشت زیبایی را در ظاهر محصولات نیز در دستور کار قرار می داد. جابز که در زمینه کدنویسی و طراحی فنی تخصصی نداشت کار را به متخصصان امر می سپرد و خود بر موارد زیبایی شناختی و راحتی کار با دستگاه نظارت می کرد.

استیو جابز: نابغه یا فرصت طلب؟

آیا استیو جابز یک نابغه کامپیوتر است؟ اگر منصفانه نگاه کنیم باید بگوییم خیر! در واقع جابز یک مدیر برجسته و بازاریاب بزرگ برای کامپیوتر بود. او کدنویسی نمی کرد. طراحی مدار بلد نبود اما به خوبی حوزه آینده دار کامپیوترهای شخصی را درک کرد. او توانست با استفاده از جاه طلبی شخصی، دید وسیع مدیریتی و زیرکی از توانایی های کامپیوتری اشخاصی نظیر وزنیاک و دیگر مهندسان اپل استفاده کند. جابز به خوبی می توانست محصول خود را در یک کلاس بالا از نظر قیمتی و کیفیتی قرار دهد؛ زبان یکسان طراحی و ساخت را در تمام محصولات اپل جاری کند و مشتری را شیفته خود کند.

در واقع استیو جابز یک نمونه عالی از افرادی است که علی رغم نداشتن توانایی خاصی در زمینه کامپیوتر به مدیرانی عالی برای یک شرکت کامپیوتری تبدیل شدند. جابز ثابت کرد برای مدیریت بزرگترین شرکت کامپیوتری دنیا نباید لزوما یک نابغه کامپیوتری باشی بلکه مسائلی از جمله فرصت طلبی، جاه طلبی، شناخت بازار، توانایی تعامل با رقبا و سرمایه گذاران و مهمتر از همه توان ایجاد حس نیاز برای مشتری به مراتب از نبوغ فردی مهمتر است.

ترجمه و تلخیص از Investopedia

Wikipedia

Entrepreneur

خلاصه
تاریخ بازبینی
آیتم های بازبینی
بازگشت پادشاه: جابز به اپل بر می گردد
امتیاز نویسنده
51star1star1star1star1star

یک دیدگاه ارسال کنید