بیشتر بدانیم داستان کسب و کار منابع انسانی

بازخوانی رفتار رهبران بزرگ در زمان های بحرانی (قسمت پایانی)

هاوارد شولتز

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران: بازخوانی رفتار رهبران بزرگ در زمان های بحرانی (قسمت پایانی)
پیشتر در قسمت های قبلی این مطلب در مورد اینکه رفتار رهبران بزرگ در مواقع بحرانی آنها را از رهبران عادی تر متمایز میکند صحبت کردیم. از اینکه چگونه مدیران بزرگ زمانی که یک رویداد غیرمنتظره و ناخوشایند برای سازمان رخ میدهد با حسن مدیریت خود از آن یک فرصت عالی و یک موفقیت بزرگ ایجاد میکنند. حالا در بخش چهارم و آخر از این مطالب به رفتار هاوارد شولتز مدیرعامل استارباکس پس از یک حادثه ناگوار خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید:

شامگاه هفتم جولای سال ۱۹۹۷ در منظقه آرام جرج تاون در واشینگتن دی سی یک مهاجم ناشناس سه تن از کارمندان بی دفاع کافه استارباکس را به طرزی هولناک قتل رساند. یکی از قربانیان جنایت خود را یه حالت نیمه جان به پیاده رو رساند تا کمک بگیرد اما ضارب بی رحم مجددا او را به داخل کافه کشاند و او را نیز به قتل رساند. کایتری ماهونی و اموری اوانز ۲۵ ساله و آرون گودریچ ۱۸ ساله که به تازگی به استارباکس پیوسته بود به نحوی بی رحمانه به قتل رسیدند. خبر این جنایت هولناک فردا به سرعت همه جا پیچید.

هاوارد بیهار، مدیر استارباکس شمال امریکا از این جنایت فجیع با خبر شد و خبر این اتفاق را به هاوارد شولتز مدیر عامل و بنیان گذار کافه های زنجیره ای استارباکس رساند (در آن زمان کافه های استارباکس در سراسر جهان ۱۲۰۰ شعبه داشت). آنچه برای همه بهت برانگیز بود واکنش هاوارد شولتز بود. شولتز در آن زمان در تعطیلات خود در نیویورک به سر می برد اما به محض شنیدن خبر یک پرواز مخصوص گرفت و به واشینگتن سفر کرد. او ابتدا با پلیس صحبت کرد سپس آدرس خانه های قربانیان را گرفت و به انجا رفت، شخصا با خانواده های بازماندگان ابراز همدردی کرد و با قلبی شکسته ابراز تاسف نمود.

هاوارد شولتز به عنوان یک انسان نه به عنوان یک مدیر

یکی از کارمندان که شولتز با خانواده او ابراز همدردی کرد تنها یک ماه بود که در استارباکس مشغول به کار شده بود. به قول تورنگا یکی از مدیران میانی استارباکس، ” آنچه که دیدیم شولتز مدیرعامل نبود بلکه شولتز در مقام یک انسان بود” او در ادامه افزود: استارباکس همین است؛ کاری که شولتز کرد نشان دهنده عصاره استارباکس است: اهمیت دادن به انسان ها.

کاری که هاوارد شولتز کرد و مهمتر از همه کاری که نکرد نشان دهنده واکنش خوب یک رهبر رده بالای سازمان به وقایع بحرانی است. او امر تسلیت را به مدیر مناطق واگذار نکرد. به دادن پیام تلفنی و ایمیل بسنده نکرد و در حد حکم باقی نماند. او خود به منطقه سفر کرد؛ با خانواده ها دیدار و کرد و در کنار سازمانش ایستاد. او ثابت کرد به تک تک کارمندانش در هر رده ای اهمیت میدهد، به آنها فکر میکند و نشان داد کارمندان برای سازمان مهم هستند. او با رفتارش این پیام را مخابره کرد که من در کنار تک تک کارمندان سازمان حضور دارم و با این کار یک بحران را به یک رویداد تقویت کننده سازمان تبدیل کرد. او از یک تهدید یک نتیجه عالی گرفت و رهبری خوب خود را به کارمندانش ثابت کرد.

خلاصه
تاریخ بازبینی
آیتم های بازبینی
بازخوانی رفتار رهبران بزرگ در زمان های بحرانی (قسمت پایانی)
امتیاز نویسنده
51star1star1star1star1star

۲۲ نظر

یک دیدگاه ارسال کنید