اقتصاد و سرمایه گذاری کارآفرینی

چرا اکثر استارتاپ ها شکست می خورند؟

بنا به آمار منتشره از نشریه معتبر فوربس حدود ۹۰ درصد استارتاپ‌ ها و شرکت های تازه کار شکست می خورند. بسیاری از کارآفرینان با استعداد و توانمند که با هدف راه اندازی یک کسب و کار پررونق وارد بازار می شوند پس از مدتی با تجربه یک شکست از بازار خارج می شوند. اما دلیل اصلی شکست استارتاپ ها چیست؟ چرا اکثر شرکت های تازه تاسیس راهی به موفقیت نمی یابند؟ با ما در جستجوی دلایل عمده شکست استارتاپ ها همراه باشید.

کندی در تغییر استراتژی های غلط

دیردست کشیدن و یا استمرار بر یک محصول بد، روند بد استخدام و یا یک تصمیم غلط دلیل شکست ۷% استارتاپ ها است. وقتی بر استفاده از یک ایده بد تاکید دارید، و یا از استراتژی های غلط خود دست نمی کشید باعث از دست رفتن منابع، انرژی و انگیزه نیروی انسانی و همچنین از دست رفتن زمان می شوید.

وقتی استراتژی و یا محصول اولیه ای که سازمان خود را بر آن بنا نهاده اید به خوبی جواب نمیدهد باید از آن دست بکشید، فراموش نکنید که به عنوان یک کسب و کار کوچک زمان بزرگترین رقیب شماست، نباید با تاکید بر یک تصمیم غلط زمان را از دست بدهید؛ از تغییر اصلی ترین محصول و یا خط مشی سازمان خود هراسی نداشته باشید و هر چه سریعتر نسبت به تغییر استراتژی ناکارآمد خود اقدام کنید.

برقرار نکردن تعادل بین کار و زندگی

بنیان گذاران استارتاپ ها اکثرا بین کار و زندگی خود تعادل خوبی برقرار نمیکنند. ابتدای کار با شوق و انرژی فراوان اقدام به کار شدید می کنند اما پس از مدتی درست در زمانی که کار به بن بست می رسد و نیاز به یک تغییر اساسی و شروع مجدد است دیگر توانی برای تیم بنیان گذار استارتاپ باقی نمانده است. مدیرعامل Blurtt در این باره می گوید: “من احساس کردم که توانم ته کشیده، من مدیرعاملی جسور و توانمند بودم اما مشکل این است که وقتی توانت تمام شود دیگر تمام جنبه های خلاقیت ات را از دست می دهی. من شب ها برای شرکتم بیدار می ماندم و فکر می کردم که باید چکار کنم و صبح فردا خسته و بی انرژی به سر کار می رفتم، مثل شمعی که از هر دو طرف می سوخت در حال آب شدن بودم” . برقراری تعادل بین زندگی شخصی و کار و داشتن استراحت کافی شما را از خطر بی انرژی شدن در مواجهه با مشکلات نجات خواهد داد.

ارتباط نداشتن با مشتری

گاهی اوقات وقتی کارآفرینان فرصتی برای کار و تولید خدمت و محصول می یابند به غلط سر در لاک خود فرو می کنند و از ارتباط با مشتری غافل می شوند. پناه بردن به غار درونی خود و غافل شدن از مشتری بسیار مهلک است: به قول معروف شما باید با کفش مشتری خود هزار قدم بردارید نه ده قدم و نه صد قدم. کلید موفقیت شما در اختیار مشتری است. با مشتریان مکالمه کنید، از میان گفته های انها، نیازها، مشکلات و خواسته های آنها را استخراج کنید و حال برای رفع این نیازها اقدام کنید.

بهتر است امروز که اوضاع خوب به نظر می رسد پای صحبت مشتری بنشینید نه فردا و وقتی که دیگر مشتری ای برایتان باقی نمانده

نداشتن وجه تمایز کافی برای محصول

اگر انتظار دارید بازار برای محصول جدید شما اشتیاق فراوانی نشان دهد باید با محصولات رقبا تمایزی اساسی داشته باشید. وقتی محصول شما با محصول رقبا تفاوت خاصی ندارد ربودن سهم بازار از چنگ رقبای فعلی ممکن نیست. نداشتن مزیت رقابتی و ناتوانی در ساختن تصویر برند در ذهن مشتری باعث می شوند محصول شما نسبت به محصول رقبا تمایز خاصی نداشته باشد و مشتری رغبتی به خرید محصول تازه معرفی شده شما نشان ندهد.

بسیاری از استارتاپ ها به علت نداشتن تمایز اساسی در محصول سالها به زحمت در بازار دوام می آورند اما به علت شکننده بودن جایگاهشان به زودی محکوم به شکست هستند.

برای رفع این مشکل ابتدا به نکات قوت و برتری محصول خود نسبت به رقبا توجه کنید، کشف کنید که چه چیزی باعث خریده شدن محصول شما شده است؟ (کیفیت بهتر؟ قیمت مناسب تر؟ دوام بالا؟ طراحی متمایز؟) آن را کشف کنید و گسترش دهید. با استفاده از اصلی ترین ویژگی محصول خود و ارتقای آن، در ذهن مشتری یک تصویر متمایز ثبت کنید.

ساختن ایده ها و مفاهیم به جای محصولات

ایده هایی که به ذهن اکثر کارآفرینان می رسد خیلی هیجان انگیز و جذاب است اما این ایده ها مربوط به جهان واقعی نیست. مفاهیمی که ب ذهن انها رسیده تا تبدیل شدن به یک محصول کارآمد فاصله زیادی دارد، بنا به تعریف دیگر کارآفرین در جهانی ایده پردازی می کند که شباهتی به جهان واقعی کسب و کار ندارد. ارائه یک محصول ناقص که بیشتر شبیه یک ایده خیال پردازانه است باعث شکست بسیاری از استارتاپ ها شده است.

نداشتن کانال درآمدی برای محصول

بسیاری از سرمایه گذاران پس از معرفی شدن محصولی که مدل تجاری مناسبی ندارد در سرمایه گذاری تردید می کنند. نبود یک مدل تجاری مناسب و روش خوب برای درآمدزایی از محصول باعث ایجاد دشواری در جذب سرمایه و کسب درآمد می شود. وابستگی به یک منبع درآمد و تعریف نشدن درست محل کسب درآمد باعث آسیب پذیر شدن استارتاپ شما در برابر نوسانات بازار و حرکات رقبا می شود.

مشکل در قیمت گذاری

قیمت گذاری محصول برای شرکت های باسابقه، کار چندان دشواری نیست، استفاده از داده های قبلی و هزینه یابی و استفاده از تکنیک هایی مثل نقطه سربه سر قیمت گذاری را آسان می کند اما قیمت گذاری برای کسب و کاری که تاکنون محصولی را عرضه نکرده کمی دشوار است.

عرضه محصول با قیمتی که نه چندان زیاد باشد که همه مشتریان دلزده شوند و نه قیمتی که آنقدر کم باشد که سود محصول کم شود و هجوم مشتریان باعث ضرردهی شرکت شما شود.

ناتوانی در تعیین قیمت ثابت و متغیر هر محصول باعث از دست رفتن سهم بازار برای یک استارتاپ می شود.

عدم توجه به نیاز بازار

حل کردن مشکلاتی که حل آنها جالب و راحت است به جای توجه به نیاز مشتری و حل مشکلات آنها اصلی ترین دلیل شکست استارتاپ ها است. بنا به آمار ۴۲% استارتاپ ها از این مشکل رنج برده اند. ساختن محصولاتی که از کیفیت بالایی برخوردارند و تکنولوژی پیشرفته ای دارند ولی هیچ دردی از مشتری را دوا نمی کنند باعث می شود مشتری تمایلی به خرید این کالا نداشته باشد. بنیان گذار Treehouse Logic   پس از شکست استارتاپش در این باره می گوید: “استارتاپ ها وقتی که مشکلات بازارها را حل نکنند شکست خواهند خورد. ما مشکل بزرگی را حل نکردیم که بتواند به ما در ساخت یک کسب و کار جهانی کمک کند. ما فناوری پیشرفته ای داشتیم، داده های مفیدی از مشتریان داشتیم، شهرت و اعتبار خوبی داشتیم و تجربه و مشاوران قوی داشتیم اما نتوانستیم مشکلی از مردم را حل کنیم و همین به ما اجازه نداد در مقیاس بزرگی رشد کنیم”

به نقل از:

http://www.forbes.com/
و
www.cbinsights.com

خلاصه
تاریخ بازبینی
آیتم های بازبینی
چرا اکثر استارتاپ ها شکست می خورند؟
امتیاز نویسنده
41star1star1star1stargray

۲ نظر

یک دیدگاه ارسال کنید